به گزارش خبرنگار بینالملل ایبنا، صنعت خودروسازی آلمان که زمانی نماد شکستناپذیر برتری مهندسی و ستون فقرات ژئواکونومیک قاره اروپا به شمار میرفت، اکنون با عمیقترین بحران ساختاری چند دهه اخیر خود دستوپنجه نرم میکند. یاهوفایننس با اشاره به اقدام گروه فولکسواگن در اعلام برنامهای برای حذف ۵۰ هزار شغل، نصف کردن تنوع مدلها و توقف خطوط تولید این شرکت را اعترافی آشکار به شکست استراتژیهای پیشین در برابر هجوم خودروهای برقی چین، سیاستهای حمایتگرایانه تعرفهای آمریکا و تأخیر مزمن مدیران آلمانی در بازتعریف مزیت رقابتی دانست.
حالا این وضعیت دیگر به ولفسبورگ محدود نمانده و کل مثلث صنعتی آلمان، شامل مرسدس-بنز و بامو را در گرداب سودهای تحلیلرفته و تعدیلهای گسترده فرو برده است.
جراحی دردناک فولکسواگن و توهم ظرفیت بیپایان
تصمیم فولکسواگن برای حذف ۵۰ هزار شغل دیگر و رسیدگی به ۵۰۰ هزار دستگاه مازاد ظرفیت سالانه در کارخانههای آلمان، پرده از توهم مدیریتی در حفظ ساختارهای سنگین سنتی برمیدارد. پیشتر در سال ۲۰۲۳ نیز کاهش نیروی کار آلمانی این گروه از ۲۷۵ هزار نفر به ۲۵۴ هزار نفر نیز نتوانست مانع از فرسایش حاشیه سود شود و اکنون تنش میان مدیریت و اتحادیههای کارگری پرنفوذ (نظیرایجی متال) به نقطه جوش رسیده است.
بر اساس تحلیلهای سیانان، کاهش ۷۵ درصدی پیچیدگی قطعات و نصف کردن مدلها به معنای محدود ساختن انتخاب مصرفکننده به منظور نجات حاشیه سود شرکت از خطر ورشکستگی پنهان است.
ضربه ۴.۷ تا ۵.۸ میلیارد دلاری تعرفههای واشنگتن بر تراز تجاری
اتکای بیش از حد خودروسازان آلمانی به بازارهای صادراتی با اعمال تعرفههای سنگین وارداتی در ایالات متحده به پاشنه آشیل آنها بدل شده است. فولکسواگن سالانه حدود ۲۴۰ هزار دستگاه از اروپا (با تعرفه ۱۵ درصدی) و ۲۸۷ هزار دستگاه از مکزیک (با تعرفه ۲۷.۵ درصدی) وارد خاک آمریکا میکند که همین امر سالانه رقمی بین ۴.۷ میلیارد تا ۵.۸ میلیارد دلار هزینه اضافی بر تراز مالی شرکت تحمیل میکند.
آنگونه که رویترز مینویسد، این فشار تعرفهای همزمان با تصمیم پیشین برای توقف تولید خودروی برقی پرچمدار ID.4 در بازار آمریکا به دلیل قطع مشوقهای دولتی رخ داد؛ رویدادی که ناپایداری مدل کسبوکار مبتنی بر یارانهها را آشکار ساخت.
پورشه و آئودی؛ افت ۹۸ درصدی سود و گسترش تعدیلها به برندهای لوکس
بحران جاری برخلاف گذشته تنها متوجه برندهای اقتصادی نیست، بلکه گاوهای شیرده گروه فولکسواگن یعنی پورشه و آئودی را نیز گرفتار کرده است. گزارش گاردین حکایت از این واقعیت دارد که سود عملیاتی پورشه در دوره اخیر با سقوط شوکهکننده ۹۸ درصدی به ۹۰ میلیون یورو رسید، امری که این برند لوکس را وادار کرد تا با اعلام تعدیل ۵ هزار نیروی کار دیگر، مجموع نیروهای حذفی خود را به حدود ۹ هزار نفر (معادل ۲۰ درصد کل پرسنل) برساند.
در همین حال، کارخانههای آئودی در نکازاولم آلمان زیر تهدید کاهش ظرفیت و تعطیلی قرار گرفتهاند که این امر به اعتراضات گسترده کارگری انجامیده است.
هشدار سود بامو و تعدیل ۸ هزار نیروی کار در مونیخ
بامو نیز از امواج این طوفان در امان نمانده و ناچار به صدور هشدار سود و کاهش چشمگیر پیشبینی حاشیه سود بخش خودرویی خود به محدوده ۱ تا ۳ درصد شده است. افت شدید فروش در بازار چین و افزایش هزینههای بازسازی ساختاری موجب شد تا این خودروساز باواریایی برنامه حذف حدود ۸ هزار موقعیت شغلی در بخشهای اداری و توسعه در آلمان را تا پایان ۲۰۲۷ اعلام کند.
«میلان ندلیکوویچ» از مدیران ارشد بامو، اذعان کرده است که قواعد حاکم بر این صنعت بهطور بنیادین دگرگون شده و ساختارهای سنتی دیگر قادر به تضمین بازدهی گذشته نیستند.
تنگنای مرسدس-بنز میان رکود چین و فرسایش جریان نقدی
مرسدس-بنز در اشتوتگارت نیز با انقباض شدید حاشیه سود خود به محدوده ۳ تا ۵ درصد روبهرو است که نشاندهنده سقوط تقاضا برای محصولات پریمیوم در بازارهای سنتی و بهویژه چین است. گزارشهای مالی حاکی از آن است که جریان نقدی آزاد خودروسازان بزرگ آلمانی در مواجهه با تعرفهها و افت تقاضای جهانی حدود ۱۰ میلیارد یورو کاهش را تجربه میکند.
مدیریت مرسدس-بنز برای جلوگیری از افت بیشتر بازدهی، مذاکرات فشردهای را با نمایندگان کارگری برای کاهش هزینهها از طریق بازنشستگیهای پیشازموعد و حتی افزایش ساعات کاری بدون افزایش دستمزد کلید زده است.
تسخیر بازارها توسط سازندگان چینی و انفعال سیاست صنعتی برلین
عامل اصلی تشدید این بحران، برتری فناورانه و مقیاس تولید برقآسای خودروسازان چینی در زنجیره تأمین باتری و نرمافزار خودروهای الکتریکی است. سازندگان چینی نهتنها سهم بازار برندهای آلمانی را در داخل چین بلعیدهاند، بلکه با خودروهای ارزانتر و پیشرفتهتر، تهاجمی بیسابقه را به بازار داخلی اتحادیه اروپا آغاز کردهاند.
در همین راستا «اولاف لیس» نخستوزیر ایالت نیدرزاکسن و سهامدار کلیدی فولکسواگن، هشدار میدهد که بدون بازنگری فوری در سیاستهای تجاری و صنعتی آلمان و اتحادیه اروپا، خطر فروپاشی بنیانهای صنعتی کشور قطعی خواهد بود.
بحران فراگیر در فولکسواگن، بامو و مرسدس-بنز اثبات میکند که مدل صنعتی آلمان، مبتنی بر پیچیدگی مهندسی گرانقیمت، هزینههای سرسامآور تولید داخلی و تکیه بر بازارهای بیپایان چین و آمریکا، به پایان خط رسیده است. تعدیل دهها هزار نیروی کار و تعطیلی خطوط تولید، نه یک اقدام پیشگیرانه، بلکه واکنشی دیرهنگام به دههها خودفریبی مدیریتی و عدم درک سرعت تحول برقی-دیجیتال در آسیا است. اگر غولهای آلمانی نتوانند هزینههای خود را همتراز با نوآوران چینی کنند و در برابر موانع تجاری غرب انعطاف نشان دهند، صنعت خودروی اروپا جایگاه تاریخی خود را برای همیشه به عنوان رهبر جهانی از دست خواهد داد.